تبليغاتX
بگو تو هم دوسم داري !!!
بگو تو هم دوسم داري !!!

برای همه انهایی که بی تقصیرند

براي رسيدن به تو پا پيش گذاشتم
خودم را قسمت كردم
تو را سهم تمام روياهايم كردم
انصاف نبود تو كه ميدانستي
با چه اشتياقي خودم
را قسمت ميكنم
پس چرا ...
زود تر از تكه تكه شدنم
جوابم نكردي !
براي خداحافظ خيلي دير بود
خــــــــیلی دیـــــــــر بــــــود... !
نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 23:51 توسط ستاره و امیر|



گر میبینی حال خودم نیستم و در خود شکسته ام
بدان که عاشقم.
اگر میبینی ساکتم ، آرامم و بی خیال
بدان که عاشقم.
اگر میبینی در گوشه ای نشسته ام چشم به آسمان دوخته ام و ستاره ها را می شمارم
بدان که عاشقم.
اگر میبینی در کناره پنجره ای نشسته ام و به صدای آواز مرغ عشق گوش میکنم
بدان که عاشقم.
اگر میبینی همیشه حال و هوایم ابری و چشمانم بارانی است
بدان که عاشقم.
اگر میبینی هنگام دعا کردن دستهایم را به سوی آسمان برده ام و با چشمان خیس حرفهایی را زیر لب زمزمه میکنم
بدان که عاشقم.
اگر میبینی همیشه سر به زیرم ، همیشه در فکر فرو رفته ام
بدان که عاشقم.
اگر میبینی گل های باغچه را یکی یکی می چینم ودسته میکنم وبا لبی خندان ترانه زندگی را میخوانم
 بدان که عاشقم.
اگر روزی دیدی دیگر در این دنیا نیستم
بدان که…
بدان که از عشق تو مرده ام!

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 15:24 توسط ستاره و امیر|



تا حالا به این فکر کردید که اگر در تقدیر شما رابطه عاشقانه‌ی دو طرفه‌ای وجود نداشت و خداوند در دفتر تقدیر شما نوشته بود یا عاشق باش یا معشوق. کدوم رو انتخاب می‌کردید؟ به نظر شما کدام لذت‌بخش‌تره عاشق بودن یا معشوق بودن؟ جواب بدین به این سوال در بخش نظرات 2دقیقه بیشتر وقتتونو نمیگیره
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 15:16 توسط ستاره و امیر|



تقديم به چشم هايي كه در راه ماندند و دل هايي كه انها را راندند تقديم به اشك هايي كه غرورشان شكست و عهد هايي كه كسي ان ها را نبست .

زندگي شيبي ست عشق سيبي ست و واي بر حال ان كه در عشق پاي بند نظم و ترتيبي

 ست و اما تو قرار نبود ان وقت هاي تو جايشان را با  اين وقت هاي من عوض كنند                                                                      

قرار نبود عشق هم مثل گيلاس و بوسه و عيدي اولش  قشنگ باشد . قرار نبود كسي

سختش باشد  بگويد دوستت دارم قرار نبود كسي به هواي  نشكستن دل ديگري بماند.

قرار بود هر كس به هواي نشكستن دل خودش بماند .  قرار نبود  هر چه قرار نيست

باشد . قرار تنها بر بي قراري بود و بس. گمان نمي كنم گناه من سنگين تر از نگاه تو

باشد اما يقين دارم كه كودك دلت كمتراز پيش بهانه لالايي هاي شعر گونه ام راميگيرد

مهم نيست فقط يك چيز ياد همه بماند .اگر اتفاقي كه نبايد بيفتد افتاد تنها برايت مي نويسم

خودت خواستي تقصير من نبود زير سايه ي امن ترين سايه بان هستي دلواپس دلواپسي

هاي يكديگر باشيم.  

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 15:12 توسط ستاره و امیر|



وقتي كسي رو دوست داري حاضري جون فداش كني  

حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نيگاش كني

به خاطرش داد بزني به خاطرش دروغ بگي

رو همه چي خط بكشي حتي رو برگ زندگي 

وقتي كسي تو قلبته حاضري دنيا بد باشه

فقط اوني كه عشقته عاشقي رو بلد باشه

حاضري قلب تو باشه پيش چشاي اون گرو 

فقط خدا نكرده اون يه وقت بهت نگه برو

حاضري هر جا كه بري به خاطرش گريه كني

بگي كه محتاجشي و به شونه هاش تكيه كني

حاضري هرچي گل داريم دونه به دونه بشمري

بسوزي از تب نگاش اسمشو وقتي مي ياري

وقتي كسي رو دوست داري صاحب كلي ثروتي

نذار كه از دستت بره اين گنج خيلي قيمتي

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 15:1 توسط ستاره و امیر|



يادت مي ياد چي شد كه من يك دفعه عاشقت شدم                                                                                                                

بدون اينكه بذاري سوار قايقت شدم

يادت مي ياد نگات پر از شكايت و فاصله بود 

اما به جاش نگاه من صبور و پر حوصله بود

يادت مي ياد وقتي بهت گفتم چه قدر دوست دارم

گفتي ببين من فرصت اين قصه ها رو ندارم

يادت مي ياد با اين جواب خسته شدم از زندگي 

تو رفتي و من موندم و يه دريا غرق تشنگي

يادت مي ياد به چشم تو فقط يه ديوونه بودم

يا مثل يه مرغ غريب دنبال يه دونه بودم

يادت مي ياد حتي يه بار دلت واسه دلم نسوخت

چشات يه بار نگاهشو به چشم عاشقم ندوخت

يادت مي ياد تو رفتي و به ارزوهات رسيدي   

به سادگي رو روياهام يه خط قرمز كشيدي

اگر چه يادت نمي ياد اما ميخوام دعات كنم

بر نمييگردي ولي من بازم ميخوام صدات كنم

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 14:59 توسط ستاره و امیر|



غريب است  دوست داشتن.

 

و عجيب تر از آن است دوست داشته شدن...

 

وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ...

 

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده؛

 

به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بي رحم ‌تر.

 

تقصير از ما نيست؛

 

تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 3:14 توسط ستاره و امیر|




آخرين مطالب
» خدانگهدار
» اگر میبینی ......
» عاشق و معشوق
» برای همه ان هایی که بی تقصیرند
» کسیو که دوست داری.....
» عاشقت شدم
» دوست داشتن


Design By : Pichak