تبليغاتX
الهه عشق

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 22:21 بر آمده از دل سما روشنی |


برای شادی ثانیه ها سلام

دوستان عزیز لازم دونستم به عنوان اولین پست

غزل زیبای دوست عزیزم زنده یاد

نجمه زارع رو براتون بذارم

 

 

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
نخواست او به منِ خسته ـ بی‌گمان ـ برسد


شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد


چه می‌کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به ‌راحتی کسی از راه ناگهان برسد،...


رها کنی برود از دلت جدا باشد
 به آن‌که دوست‌تَرَش داشته به آن برسد


رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد


گلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوری
که هق! هق!... تو مبادا به گوششان برسد


خدا کند که... نه! نفرین نمی‌کنم... نکند
به او ـ که عاشق او بوده‌ام ـ زیان برسد


خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

 

روحش شاد و یادش گرامی باد

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 21:58 بر آمده از دل سما روشنی |