تبليغاتX
الهه عشق
سلام

بعد از این همه مدت اومدم اونم نه با یه ترانه حسابی

با چیزی شبیه ترانه

من که ادعا نمی کنم شاعرم فقط...

************

دوباره توی قمار باخته و باز وحشی شده

با سطل شراب خورده و    وای که چه نعشی شده

با همه اینا بازم منو می خواد این دیوونه

واسه ی با من بودن همش میگیره بهونه

هرچی اونو پس می زنم یه جور دیگه جلو میاد

چپ میره راست میاد میگه دلش فقط منو می خواد

وقتی که شامپاین می خوره یه جوری میگه دوسم داره

سیگار برگ که میکشه سر به سر من میذاره

نصف عمرشو فقط تو کافه ها می گذرونه

وقتی که ویسکی می خوره تیکه بد می پرونه

وینستونو ماربرو را دو تایی با هم می کشه

چشاش شده کاسه خون تنش یه کوره آتیشه

میگه واسه خاطر ماس که اینجوری در به دره

بودن من واسه اون یه جورایی درد سره

این دختر سر به هوا انگاری آدم نمی شه

می خوام بذارمش کنار هر دفعه یادم نمی شه

به خاطرش هر شب میرم تو کافه ها جا میگیرم

تا اون چشاشو می بینم صد دفعه درجا میمیرم

( منتظر نظرات و انتقادات سازنده شما دوستان هستم)

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 16:21 بر آمده از دل سما روشنی |